سنت، حکمت خالده و دین جاویدان
سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
متن حاضر سخنرانی دکتر محمود بینای مطلق در هم اندیشی یک روزه "هنر ، سنت و سنت گرایان" می باشد که در تاریخ 30/8/1383 در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.


امام(ره) در حلقه حکمت خالده
سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
یکی از جنبه‌های بارز شخصیت امام خمینی(ره) عنایت به عرفان نظری و عملی بود. به این معنا که نه تنها آثاری چون «مصباح الهدایه «و «سرالصلوه «را در حوزه عرفان نظری از خود بر جای گذاشته بلکه در منش و رفتار نیز سالکی و اصل به حق بود. بی‌تردید، امام در مشرب عرفانی خود از ابن‌عربی تاثیر زیادی پذیرفته بود و بر آن طی طریق می‌کرد. در سالروز ارتحال امام‌خمینی(ره) گفت‌وگویی با دکتر سیدسلمان صفوی درباره ابعاد شخصیت عرفانی امام شده است.

دکتر صفوی در این گفت‌وگو امام را در حلقه حکمت خالده قرار می‌دهد و او را از بقیه ساکنان این حلقه – چه به لحاظ معرفتی و چه علمی- بالاتر می‌داند. این مطلب را می‌خوانیم:


حکمت خالده :مصطفی ملکیان
سه شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
“Philosophia Perennis" [= «فلسفه‌ی خالده»] عموماً حاکی از آن حقیقت مابعدالطبیعی‌ای تلقی می‌شود که بی‌آغاز است، در همه‌ی جلوه‌ها و ترجمان‌های حکمت حضور دارد. شاید، در اینجا، بهتر یا محتاطانه‌تر باشد که از یک Sophia Perennis [= حکمت خالده] دم بزنیم، زیر از سنخ بافته‌های ساخته و پرداخته‌ی ذهن نیست، حال آنکه فلسفه [به معنای جدید آن] غالباً از این سنخ است؛ و نیز، حکمت ازلی را، که همیشه به خود وفادار می‌ماند. با عنایت به اینکه، بالطبع، به یک اعتبار، مستلزم عبادت و متحقق شدن به حقایق معنوی است، می‌توان Religio Perennis” [= «دین خالد»] نامید. اما اساساً با واژه‌ی “Philosophy” [= «فلسفه»] مخالفتی نداریم، زیرا قدما از این واژه همه‌ی انحا، حکمت را مراد می‌کردند؛ ولی، در واقع، استدلال‌گرایی، که با مراقبه و حضور معنوی حقیقی مطلقاً سروکاری ندارد، به واژه‌ی “Philosophy” [=«فلسفه»] صبغه‌ای محدودکننده داده است، به نحوی که هرگز نمی‌توان دانست که با این واژه واقعاً درباره‌ی چه چیزی سخن می‌گویند. اگر کانت(1) “Philosopher” [=«فیلسوف»] است فلوطین(2) نیست و بالعکس.
سهروردی.کاشف قاره های معنوی
دوشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
گفتگو با دكتر سيد حسين نصراشاره:‌ هانري کربن به دليل توجه ويژه به معارف اشراقي و عرفاني اسلامي و نيز معرفي برخي بزرگان ايراني در سطح جهان،از اهميت خاصي برخوردار است. دكتر نصر نيز مستغني از هرگونه معرفي است. در گفتگويي كه در پي مي‌آيد، ايشان با حوصله و دقت به پرسشها پاسخ گفتند و برخي جنبه‌ها و مسائل مهم در انديشه، عقايد، آثار و نظريات دانشور فقيد‌‌هانري كربن را مورد تحليل قرار دادند. استاد نصر به تفصيل در اين عرصه‌ها وارد شدند و با توجه به آشنايي و سوابقي كه با كربن داشتند و نيز صلاحيت علمي خاص خود، نكات ارزشمندي را مورد توجه قرار دادند.
‏***‏

خبرگزاري فارس: رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، گرايش‌هاي ضد فلسفي «وهابيت» و «طالبانيسم» را نتيجه تفكر اشعري دانست و گفت: اگر انديشمندان اسلامي در ايران حضور نداشتند، ما نيز آفتي همچون طالبان را تجربه مي‌كرديم.

ايران بدون انديشمندان اسلامي دستخوش طالبانيسم مي‌شد

غلامرضا اعواني، رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران در پاسخ به سئوال خبرنگار آيين و انديشه فارس مبني بر اينكه با توجه به پيشرفت‌هاي تكنولوژيك و وجود عرفان‌هاي متنوع در عصر حاضر، پرداختن به علوم فلسفي تا چه ميزان از اهميت برخوردار است، گفت: همانطور كه بشر در همه حالات و اعصار به اخلاقيات نياز دارد، انديشيدن و تعقل نيز از نيازهاي آدمي است.

گفتگویی در باب حکمت اشراق
یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
مصاحبه شونده: سید مصطفی محقق داماد
مصاحبه شونده: مهدی دهباشی
در شماره پیشین، مباحثه‏ای درباره مفهوم فلسفه، ضرورت فلسفه، تاریخ فلسفه در جهان اسلام، درج گردید و بویژه فلسفه مشاء مورد نقد و تحلیل قرار گرفت.در ادامه آن مباحث، استادان فلسفه، حکمت اشراق را مورد بررسی قرار داده و به کندوکاو و نقد آن پرداخته‏اند که در ذیل از نظر اندیشوران گرامی می‏گذرد.
کیهان اندیشه:با سلام و تشکر از عنایتی که آقایان به کیهان اندیشه دارند و در این جمع حضور رساندند، بحث را با سؤال از فلسفه اشراق، امتیازات، خصوصیات و عناصر اصلی آن، آغاز می‏کنیم.
استاد دینانی:زمینه‏های فکری فلسفه اشراق در سخنان خود ابن سیناست.ابن سینا در مقدمه کتابی که از او به یادگار مانده است به نام حکمة المشرقیین(در قاهره قسمت منطق آن به نام منطق المشرقیین چاپ شده و مقدمه حکمة المشرقیین هم با آن چاپ شده است)، در آن مقدمه می‏گوید، آنچه که ما نوشتیم، شفا، اشارات، فلسفه عام بوده است، ولی ما به حکمت دیگری دست یافته‏ایم که او را فعلا ننوشته‏ایم.البته ابن سینا ظاهرا قصد نوشتن آن را داشته، یا شاید نوشته، اما به دست ما نرسیده است.به هر صورت در آنجا سخن از حکمت دیگری است، غیر از آنچه که نوشته و به دست ما رسیده است.
گفت و گو با دکتر دینانی
یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
اندیشه > حکمت‌و فلسفه  - منوچهر دین پرست:
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی هم مانند برخی استادان سابقا دستار بر سر ما ـ که هم از علوم دینی رسمی حظ وافر برده‌اند و هم در معقول به کسب مناصب علمی توفیق یافته‌اند ـ با فقه و اصول آغاز کرد

اما جاذبه «عقل» او را مانند بسیاری دیگر به سوی منزلگاه دیگری از هزار‌توی رازآمیز اسلام سوق داد. فاصله میان «قال‌الباقر» تا «حدوث و قوه و فعل» چندان بعید نیست اگر نیت سالک از پیمودن این وادی، طلب باشد. اینجا بوعلی سرگرم به عرض و جوهر، همان را می‌گوید که صاحب «جواهر» سرگرم به کتاب و سنت. همین است که رئیس مشائیان مسلمان، وقتی دست عقل حکمی را ـ با تمام ارجمندی‌هایش‌ـ در برهان‌آوری برای معاد کوتاه می بیند، از «صادق مصدق» سخن به میان می‌آورد و حرف را تمام می‌کند.

حکمت مشرقى
یکشنبه هشتم آبان ۱۳۹۰ | اهورا

مترجم :محمود بینای مطلق, نوشته: فریتیوف شوان

قاله‌ای که ترجمه‌ی آن در چند بخش در نشریه‌ی آفتاب به نظر خوانندگان خواهد رسید با عنوان «حضرات پنج‌گانه‌ی الهی»١ از حکیم و فرزانه‌ی معاصر فریتهوف شووان است. این مقاله‌ی روشنگر یکی از بنیادی‌ترین ویژگی‌های نگرش حکیمان باستان به عالم است.


بشر امروزی که مسحور علم‌زدگی حاکم پس از دوران نوزایی است، عملاً حقیقت عالم را محدود به دنیای فیزیکی و مادی می‌داند و قوه‌ی شناسایی را نیز به حواس فیزیکی و مستدرکات ذهنی محدود می‌کند. سعادت بشری در این دیدگاه از گسترش سیطره‌ی فنی بر طبیعت حاصل می‌شود. از سوی دیگر حکمای باستان قائل به مراتب مختلفی از واقعیت عینی بوده‌اند. از دیدگاه آنان عالم فیزیکی و محسوس تنها پوسته‌ای ظاهری از واقعیت عینی است. ابزار شناخت آدمی هم از دیدگاه آنان ورای حواس و قوه‌ی ذهن می‌باشد. این دیدگاه در سنن مختلف به انحاء گوناگون بیان شده است.

فرزانه‌ی قرن دوازدهم میلادی «محی‌الدین عربی اندلسی» این دیدگاه را با نام حضرات پنج‌گانه‌ی الهی در آثار خود شرح داده است. در این دیدگاه، واقعیت عینی سلسله مراتب یا سطوح مختلفی دارد که می‌توان آن را به پنج رده تقسیم نمود.

نخست می‌توان بین مرتبه‌ی اصل الهی و عالم تجلی تمایز قائل شد. اصل الهی شامل دو مرتبه است: مرتبه‌ی بی‌چون و ورای هرگونه تعین و مرتبه‌ی خدای آفریننده. عالم تجلی نیز خود شامل سه مرتبه است: نخست عالم روحانی یا عقلانی (به معنی عمیق واژه‌ی «عقل» که عالم فوق صوری است و بهشت و فرشتگان به آن تعلق دارند). سپس عالم صورت که شامل عالم نفسانی (از جمله اندیشه و ذهن و فکر بشری) و نیز عالم جسمانی و مادی می‌باشد. مؤلف (فریتهوف شووان) تناظر این مراتب در سنن مختلف و تبعات آن از جهت هدف زندگانی انسان و معنویت را در این مقاله روشن می‌سازد.


حکمت اشراقی و حکمت مشرقی
شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰ | اهورا
انشالله رحمتی

«حکمت اشراقی» و «حکمت مشرقی» دو مفهومی است که در فلسفه و تفکر اسلامی، فراوان به کار می‌رود. عنوان اثر پرآوازه شهاب‌الدین سهروردی، حکمه‌الاشراق است و از سوی دیگر شیخ‌الرئیس ابن سینا طرحی برای نگارش «حکمت مشرقیه» در سرداشت هر چند، همانطور که خواهیم گفت، امروزه چیز زیادی از نوشته‌های ابن سینا در این خصوص در اختیار ما نیست، ولی همین نشان می‌دهد که چنین مفهومی در اندیشه وی حضور داشته است. به علاوه صدر‌المتألهین نیز در مقام بیان بسیاری از مطالبی که ثمره مجاهده قلبی و عقلی ناب اوست، آنها را در ذیل عنوان «حکمه‌المشرقیه» مطرح می‌کند.

رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه اسلامي گفت: استفاده از مبادي فلسفه اسلامي و شكوفاسازي حكمت متعاليه به ايجاد فلسفه جهاني و كامل منجر مي‌شود و نقش اساسي در توليد علوم انساني خواهد داشت.
رابطه حکمت اشراقی و ابن سینا از نظر کربن
نظر هانری کربن که سالیان درازی صرف تحقیق درباره حکمت مشرقی کرده و بیش از تمام دانشمندان دیگر غربی به این امر توجه کرده است حائز اهمیت بسیار است. وی پیرامون رابطه حکمت اشراقی و ابن سینا، کربن چنین می نگارد:
 

یکی از مسائل غامضی که محققان را به بحث و مناظره فراوان کشانیده است معنی حکمت مشرقیه ابن سیناست، حکمتی که ابن سینا در برخی از نوشته های تمثیلی خود به آن اشاره کرده است کلمه مشرقیه را هم می توان مَشرقیه خواند و هم مُشرقیه و بنابراین مقصود ابن سینا یا حکمت شرقی بوده و یا اشراقی و همین امکان تعبیر دوگانه باعث بحث طولانی بین دانشمندان شرقی و غربی شده است.
پس از اینکه نالینو مقاله مشهور خود را درباره این موضوع نگاشت، بین غربیها معمولاً مَشرقیه پذیرفته شده و آنان اشاره به یک نوع حکمت اشراقی را غیرممکن دانسته اند غافل از آنکه در زبان عربی ریشه شرق هم مربوط به خاور است و هم به نور چون مشرق زمین در عین حال سرزمین اشراق و مبدء نور و محل طلوع خورشید نیز هست و معنی دوگانه این ریشه خود از جنبه تمثیلی جهت خاور سرچشمه می گیرد.


تمامی حقوق مادی و معنوی " افق مبین " برای " اهورا " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم