خبرگزاري فارس: رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران، گرايشهاي ضد فلسفي «وهابيت» و «طالبانيسم» را نتيجه تفكر اشعري دانست و گفت: اگر انديشمندان اسلامي در ايران حضور نداشتند، ما نيز آفتي همچون طالبان را تجربه ميكرديم.
غلامرضا اعواني، رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران در پاسخ به سئوال خبرنگار آيين و انديشه فارس مبني بر اينكه با توجه به پيشرفتهاي تكنولوژيك و وجود عرفانهاي متنوع در عصر حاضر، پرداختن به علوم فلسفي تا چه ميزان از اهميت برخوردار است، گفت: همانطور كه بشر در همه حالات و اعصار به اخلاقيات نياز دارد، انديشيدن و تعقل نيز از نيازهاي آدمي است.
اما جاذبه «عقل» او را مانند بسیاری دیگر به سوی منزلگاه دیگری از هزارتوی رازآمیز اسلام سوق داد. فاصله میان «قالالباقر» تا «حدوث و قوه و فعل» چندان بعید نیست اگر نیت سالک از پیمودن این وادی، طلب باشد. اینجا بوعلی سرگرم به عرض و جوهر، همان را میگوید که صاحب «جواهر» سرگرم به کتاب و سنت. همین است که رئیس مشائیان مسلمان، وقتی دست عقل حکمی را ـ با تمام ارجمندیهایشـ در برهانآوری برای معاد کوتاه می بیند، از «صادق مصدق» سخن به میان میآورد و حرف را تمام میکند.
قالهای که ترجمهی آن در چند بخش در نشریهی آفتاب به نظر خوانندگان خواهد رسید با عنوان «حضرات پنجگانهی الهی»١ از حکیم و فرزانهی معاصر فریتهوف شووان است. این مقالهی روشنگر یکی از بنیادیترین ویژگیهای نگرش حکیمان باستان به عالم است.
بشر امروزی که مسحور علمزدگی حاکم پس از دوران نوزایی است، عملاً حقیقت
عالم را محدود به دنیای فیزیکی و مادی میداند و قوهی شناسایی را نیز به
حواس فیزیکی و مستدرکات ذهنی محدود میکند. سعادت بشری در این دیدگاه از
گسترش سیطرهی فنی بر طبیعت حاصل میشود. از سوی دیگر حکمای باستان قائل به
مراتب مختلفی از واقعیت عینی بودهاند. از دیدگاه آنان عالم فیزیکی و
محسوس تنها پوستهای ظاهری از واقعیت عینی است. ابزار شناخت آدمی هم از
دیدگاه آنان ورای حواس و قوهی ذهن میباشد. این دیدگاه در سنن مختلف به
انحاء گوناگون بیان شده است.
فرزانهی قرن دوازدهم میلادی «محیالدین عربی اندلسی» این دیدگاه را با نام
حضرات پنجگانهی الهی در آثار خود شرح داده است. در این دیدگاه، واقعیت
عینی سلسله مراتب یا سطوح مختلفی دارد که میتوان آن را به پنج رده تقسیم
نمود.
نخست میتوان بین مرتبهی اصل الهی و عالم تجلی تمایز قائل شد. اصل الهی
شامل دو مرتبه است: مرتبهی بیچون و ورای هرگونه تعین و مرتبهی خدای
آفریننده. عالم تجلی نیز خود شامل سه مرتبه است: نخست عالم روحانی یا
عقلانی (به معنی عمیق واژهی «عقل» که عالم فوق صوری است و بهشت و فرشتگان
به آن تعلق دارند). سپس عالم صورت که شامل عالم نفسانی (از جمله اندیشه و
ذهن و فکر بشری) و نیز عالم جسمانی و مادی میباشد. مؤلف (فریتهوف شووان)
تناظر این مراتب در سنن مختلف و تبعات آن از جهت هدف زندگانی انسان و
معنویت را در این مقاله روشن میسازد.
«حکمت اشراقی» و «حکمت مشرقی» دو مفهومی است که در فلسفه و تفکر اسلامی، فراوان به کار میرود. عنوان اثر پرآوازه شهابالدین سهروردی، حکمهالاشراق است و از سوی دیگر شیخالرئیس ابن سینا طرحی برای نگارش «حکمت مشرقیه» در سرداشت هر چند، همانطور که خواهیم گفت، امروزه چیز زیادی از نوشتههای ابن سینا در این خصوص در اختیار ما نیست، ولی همین نشان میدهد که چنین مفهومی در اندیشه وی حضور داشته است. به علاوه صدرالمتألهین نیز در مقام بیان بسیاری از مطالبی که ثمره مجاهده قلبی و عقلی ناب اوست، آنها را در ذیل عنوان «حکمهالمشرقیه» مطرح میکند.
|