غلامرضا اعواني، رئيس مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه اسلامي در گفتوگو با فارس با تأكيد بر جايگاه رفيع فلسفه اسلامي در جهان گفت: فلسفه اسلامي مورد نياز كل دنيا است و اين موضوع، بارها در كنگرههاي بين المللي نيز مشاهده شده است.
وي با بيان اينكه از مقالات فلسفه اسلامي در كنگرههاي جهاني استقبال بسيار خوبي به عمل ميآيد، گفت: سال گذشته در كنگره بينالمللي كره، مقالهاي با عنوان «بازانديشي فلسفه به سبك شرقي» ارائه كردم كه موجب حيرت و شگفتي حاضران شد. اين مقاله آنچنان مورد استقبال قرار گرفت كه 40 دقيقه، علاوه بر زمان تعيين شده قبلي، به بنده اعطا شد تا مقاله را به پايان برسانم.
اعواني با تأكيد بر اينكه غربيها تصور خاصي از فلسفه دارند و آن را غربي ميپندارند، افزود: ريشه اين نظريه محدود، به «ارسطو» باز ميگردد كه فلسفه را يوناني ميپنداشت. در دوره جديد نيز «هگل» پايهگذار اين انديشه است.
عضو جديد هيأت امناي بنياد بوعلي سينا اظهار داشت: هنگاميكه فلسفه از يونان به عالم اسلام راه يافت و مسلمانان وارث حقيقي فلسفه يونان شدند، تحول عظمي در اين فلسفه پديد آوردند.
وي با بيان اينكه ابنسينا فلسفه جديدي با نام «فلسفه مشرقيه» را پديد آورد، ابراز داشت: ابنسينا در آغاز كتاب «شفاء» نيز به اين موضوع اشاره ميكند و مينويسد: «من در اين كتاب، مبادي ارسطو را بسط و گسترش دادم و آن را تكميل كردهام» و در واقعيت نيز چنين است.
اعواني با طرح اين موضوع كه ابنسينا كتاب «شفاء» را در سن 40 سالگي نوشته است، ادامه داد: ابن سينا در مقدمه كتاب «شفاء» تأكيد ميكند كه اين كتاب به سبك «فلسفه مشايي» نوشته شده است و اگر كسي قصد مشاهده سبك و سياق فلسفه خاص وي را دارد، بايد به كتاب «الحكمةالمشرقيه» مراجعه كند.
وي با بيان اينكه ابن سينا حدود 40 سالگي، فلسفه شرق را بنا نهاده است، افزود: بنده در كنگره بينالمللي كره، در خصوص فلسفه شرق و تأسيس آن توسط ابن سينا صحبت كردم و چگونگي گسترش آن در فلسفه اسلامي و به كمال رسيدنش را شرح دادم.
اعواني ادامه داد: غرب تصور ديگري از فلسفه داشت، اما با اين ديد، فلسفه و اديان شرق به عنوان يك حكمت متعالي مطرح ميشود. تأكيد من بر تكرار مبادي پيشين فلسفه نيست، بلكه پيشنهاد بنده، استفاده از مبادي فلسفه شرق و نگارش فلسفهاي جهاني است. در اين فلسفه جهاني فلسفه غرب نيز ميتواند حضور داشته باشد.
رئيس انجمن بينالمللي فلسفه اسلامي با تأكيد بر اينكه از ديدگاه حكمت مشرقيه، فلسفه غربي قابل نقد است، گفت: اين كار هنوز انجام نشده است. عمق حكمت مشرقيه بسيار بيشتر از فلسفه غرب است. فلسفه اسلامي تمام حكمتهاي الهي را ـ كه فلسفه غرب آن را پوشش نميدهد ـ در برميگيرد و آنچنان كامل ميشود كه نه شرقي و نه غربي، بلكه جاودان و جهاني است.
اعواني ادامه داد: اگر غربيها ادعا ميكنند كه فلسفه و متافيزيك در غرب مرده است، اما اين علوم در شرق هنوز زنده است و امروز، حكمت متعاليه، ادامه راه ابنسينا و حكمت مشرقيه است.
وي با بيان اينكه دنياي امروز با عنوان «عصر جهاني شدن» شناخته ميشود، گفت: اين واژه بيش از هر چيز مفهوم استعمار را در ذهن متبادر ميكند، اما «جهاني شدن» علاوه بر معناي منفي، داراي بار مثبت نيز است. بدين معنا كه امروز تمام فرهنگها و تمدنها در جهان آشكار شده و تمام متفكران، شناخته شدهاند.
اعواني در پايان با تأكيد بر بهرهگيري از «جهاني شدن» گفت: بايد جنبههاي الهي اين موضوع را اخذ كنيم و با قدرت فلسفه اسلامي، فرهنگ اسلامي را در جهان جاري سازيم.
http://www.jahannews.com/vdcb8ab8grhbgwp.uiur.html