روزنامه جوان در سرمقاله شماره شنبه خود با عنوان «از سیفالله صدر اسلام تا قاری زمان ما»، به قلم عبدالله گنجی، مدیر مسئول این روزنامه نوشت: «خالد بن ولید از سرداران صدر اسلام که «فداکاریهای زیادی برای اسلام کرد تا جایی که پیامبر وی را سیفالله نامید، در زمان خلافت ابوبکر، مأمور اخذ خراج و مالیات از فردی به نام مالک که بیرون از مدینه زندگی میکرد و به حکومت مالیات نمیداد، شد. خالد به همراه یک نفر دیگر به محل سکونت مالک رسید و با رؤیت زیبایی همسر وی، دست و پای مالک را بست و در حضور او به همسرش تجاوز کرد» اما «آن روز کسی کار خالد را به دستگاه پیامبر نسبت نداد و کسی نگفت، بفرمایید این هم سیفالله پیامبر، کسی نگفت، این هم مجاهد بزرگ اسلام،، اما حالا هم ماجرای سعید طوسی که هنوز حدود و ثغور آن معلوم نیست به گونهای پیش میرود که گویی نظام جمهوری اسلامی ابتدا وی را قاری قرآن و سپس مأمور فساد در جامعه کردهاست.»
این روزنامه ضمن تأکید براینکه نقد اخلاقی حاکمیت، بیاعتبارسازی بازوهای توانمند نظام و هجمه به کارآمدی آن سه مسئله اصلی است که «در دستور کار بوده و خواهد بود و شبکههای اجتماعی زمینه آن را فراهمتر کردهاند»، نوشت: «سعید طوسی دارای صدای خوش و خدادادی برای خواندن قرآن است که نظام چک سفیدامضا برای عصمت او ندادهاست و اگر انحراف او ثابت شود باید مجازات شود. دربارهٔ او از تبرئه تا اعدام را باید پذیرا باشیم. آنان که فصلالخطابی قوه قضائیه را نمیپذیرند، همان کسانی هستند که طوسی بهانه است، اصل نظام نشانه است را دنبال میکنند.»
سرمقالهنویس روزنامه جوان همچنین نوشت: «اگر مریض نباشیم با فرض اثبات جرم، یک قاری را فاقد تهذیب میدانیم و باید ساحت قرآن و عرصه عمومی قرآنخوانی را از وجود او دور کنیم. اما اینکه هر کس احساس تعلقی به نظام میکند و دچار مشکل میشود باید همه نظام به قربانگاه برود، بخشی از همان جنگ نرم است.»
این روزنامه نوشت که اگر طوسی و امثالهم تبرئه شوند خواهند گفت: "دست خودشان است سرش را به هم آوردند" و اگر اعدام شود خواهند گفت "نقض حقوق بشر است و اتحادیه اروپا علیه ما بیانیه میدهد و تحریم میکند."
این روزنامه میافزاید: «باید از مخالفان نظام خواست که اگر دین ندارید لااقل آزاده مرد باشید. سیفالله صدر اسلام به زنای محسنه روی آورد، اما مردم به حاکمیت وقت حمله نکردند و پیامبر و اسلام را به سخره نگرفتند. حال اشتباه و انحراف احتمالی یک فرد غیر مهذب محور بازنمایی عقدههای فروخورده این جماعت مقابل نظام شدهاست.»
عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان، به دو نکته دیگر هم اشاره کرد: نخست اینکه "قوه قضائیه به عنوان رکنی از حاکمیت نمیتواند صرفاً بر وظایف حقوقی خود تأکید کند، بلکه باید پاسخگو باشد که چرا پروندهای را از سال ۱۳۸۹ تاکنون به انجام نرساندهاست و چرا قبل از دیگران عرصه اجتماع را روشن نکرده است؟"، و دوم اینکه "لزومی ندارد نیروهای انقلاب درصدد دفاع از هر مسئلهای باشند که همین مسئله قطببندی و انگیزه قطببندی در طرف را چند برابر میکند. جریان انقلابی کشور باید سردمدار مبارزه با هر فسادی باشد وگرنه ممکن است رسانههای غربی که فساد فلان نیروهای همسوی خود در ایران را مخفی میکنند دلسوز نظام معرفی شوند."
عباس عبدی: آب در هاون نكوبيم
چهارمین تحلیل جدی از این ماجرا از سوی عباس عبدی تحلیلگر مسائل اجتماعی و سیاسی مطرح شد. عباس عبدی در اعتماد نوشت: «این یك ضایعه تمامعیار بود، چه آن ادعاها به صورت كلی یا جزیی درست باشد و چه آنكه به كل نادرست و به ناحق باشد. در هر دو صورت این رویداد یك زیان بزرگ برای جامعه ایران محسوب میشد؛ زیانی كه حداقل بخشی از آن ریشه در وضعیت علیل رسانهای ایران دارد.»
نویسنده با فرض ان که تمامی اتهاماتی كه زده شده دروغ و ساختگی باشد نوشت است: «در این صورت آیا نباید از خود بپرسیم كه چه عواملی موجب شده كه تا این حد در برابر آبروریزیهای افراد ضربهپذیر شدهایم؟ چرا چنین اتهامات ناروایی علیه افراد امكان نشر و از آن بدتر امكان پذیرش پیدا میكند؟ به طوری كه یكی از افراد شناخته شده نیز در برنامهای تلویزیونی با مفروض و قطعی گرفتن آن به دیگران طعنه میزند. در چنین فرضی دو مشكل مهم خودنمایی میكند؛ اول امكان انتشار از رسانههایی كه تحت چارچوب حقوقی ایران نیستند و اخبارشان مورد توجه واقع میشود. دوم پذیرش اصل چنین خبری حتی بدون چون و چرای جدی كردن در اتهامات.
یادداشت اعتماد خطاب به کسانی که ماجرا را منتسب به توطئههای دشمن علیه كشور و انقلاب كرده اند، می گوید: «این مشكلی را حل نمیكند. باید به مرحلهای رسید كه رسانههای داخلی چنان اعتباری پیدا كنند كه مردم برای كسب خبرهای جامعه از رسانههای غیررسمی استفاده یا به آن اعتماد نكنند و در نتیجه همكاری با آنان را زشت و ناپسند بدانند. در غیر این صورت اگر كاری از جانب مردم زشت تلقی نشود، حتی اگر مجازات هم شود، مشكلی حل نخواهد شد.»
عباس عبدی در ادامه تاکید می کند: «آن روزی كه یك نشریه اصولگرا داستان گونهای از روابط نامشروع میان چند هنرمند را با ذكر جزییات به تصویر كشید و به تیتر نشریه خود تبدیل كرد، بدون اینكه اصولا كسی در این میان شكایت یا ادعایی كرده باشد، باید متوجه میشد كه این كار میتواند با پاتك مشابه مواجه شود. كسانی كه در برابر انتشار آن مطلب زشت سكوت كردند یا حتی بدشان هم نمیآمد كه چنین مطلبی با آن تیتر زشتتر زده شود، امروز چگونه میتوانند نسبت به انتشار این خبر مخالف باشند؟»
عبدی با اشاره به نحوه انتشار اخبار ماجرا و ادعاهای شاکیان نوشت: «مشكل اصلی در این ماجرا جایگاه ضعیف رسانههای داخلی است. اینكه تعدادی از آموزشگیرندگان قرائت قرآن و خانوادههایشان برای پیگیری ادعای خود ناچار شدهاند كه موضوع را به یك رسانه فرامرزی و به قول مقامات رسمی معاند بكشانند، خود گویای همهچیز است. در واقع شاكیان پس از چند سال از نحوه رسیدگی قطع امید كرده بودند لذا به شیوه طرح در رسانه متوسل شدهاند، زیرا چند سال از ماجرا میگذرد و اگر میخواستند پیش از این و از ابتدا اقدام رسانهای میكردند. به علاوه از طرح ماجرا در رسانه داخلی نیز نا امید بودهاند، لذا به بدترین حالت یعنی رسانهای كه حكومت هم از آن دل پرخونی دارد متوسل شدهاند.»