روزنامه قانون حامی دولت به دفاع از مدیر مستعفی بیمه مرکزی پرداخته است:صرفنظر از اینکه رئیس بیمه مرکزی خودش استعفا کرده باشد یا او را وادار به استعفا کرده باشند، صدا و سیما قاتل اصلی ترور این شخصیت است و باید مسئولیت آن را بپذیرد. یادمان نرود آتشی که شبکههای اجتماعی در این رابطه روشن کردند بنزین آنرا صدا و سیما تهیه کرد و بهقدری هجمههای سهمگین تبلیغاتی به جامعه پمپاژ كرد که هیچکس جرأت دفاع کردن از این افراد را نداشت؛ حتی افرادی که گاهی براساس مسائلی در جامعه چنان وجدانشان به درد ميآید و غده عدالتخواهی آنان متورم ميشود که گویی راه نفسشان بند آمده و چشمانشان را هم هر ازگاهی بر مصالح نظام ميبندند و دهان خود را باز یا قلمشان را روی کاغذ ميچرخانند تا از مظلوميدفاع کرده باشند.
اما در این مورد خاص انگار همه به یک بیحسی موضعی دچار شده بودند. آیا واکنش نشان دادن به این موضوع کمتر از انتشار عکسهای خانم خالقی نبود که هیچکس نپرسید چرا فیش حقوق پرسنل که جزو اسناد محرمانه است و روزی آنها را در پاکتهای دربسته بهدست کارمندان ميرساندند و امروز با اتوماسیون اداری صرفا به کارتابل هر کسی ارسال ميکنند چگونه کف خیابان پیدا شده و چرا با مسببین آنها برخوردی نميشود ؟ اقدام این افراد به هیج وجه با مصادیق فساد تطبیق پیدا نميکند زیرا اگر این افراد تجارب و سوابق گذشته خود را دستکاری یا مدرک تحصیلی خود را جعل ميکردند تا خود را به اشل پرداخت بیمه نزدیک کنند حق با مخالفین بود و این موضوع قطعا فساد تلقی و باید با آنها برخورد ميشد اما دریافتی این آقایان به موجب یک نظام پرداختی بوده که بارها مورد ممیزی دستگاههای نظارتی نظیر سازمان بازرسی و دیوان محاسبات قرار گرفته و هرکسی غیر از اینها هم اگر ميتوانست خود را با این اشل تطبیق دهد شایسته دریافت آن حقوق و پاداشها بود.
علاوه بر اینکه مخالفان یک مشکل قانونی را در این خصوص نادیده ميگیرند و مسئولیت آن را بهجای مجلس متوجه قوه مجریه ميکنند، در قانون تجارت آمده است شرکتهای سهاميعام نظیر ایرانخودرو و شرکتهای مشابه معادل 5 درصد سودخالص سالانه خود را به عنوان پاداش به هيات مدیره پرداخت ميکنند و این مبلغ برای شرکتهای سهاميخاص تا 10 درصد را شامل ميشود. حال تصور کنید 5 درصد سود میلیاردی شرکتهایهای خودروسازی و نظایر اینها چه رقم بزرگی را ميتواند تشکیل دهد. پس بنابراین فسادی محقق نشده است که این قدر بر طبل فساد در بیمه کوبیدند و از آن بهرهبرداری خاص کردند...
مهم اینجاست که وزیر محترم اقتصاد با قبول این استعفا باب مدیرکُشی را در مجموعه خود باز کرده است... مدیری که به قول خودش حاضر شده است بانصف حقوق در بخش خصوصی بیاید و در بخش دولتی کارکند، قطعا انتظار داشته که اقداماتش مستظهر به پشتیبانی و حمایت همه جانبه مدیر ارشدش باشد اما ميبینیم که برعکس عمل شده و در جنگ نظام اداری بیمه تنها مانده و بیکس رها شده است و امروز بهجای اینکه نتایج بهبودی جراحیهای خود را ببیند مشاهده ميکند که خود او را به قربانگاه نظام اداری آوردهاند.
مگر نه این است که اقدامات گستردهای که ایشان در همین استعفای خود نوشته هر کدامش به تنهایي ميتواند برای مخالفین اصلاحات داخلی بیمه کافی باشد تا او را ساقط کنند چه برسد به مجموعه این اقدامات که قطعا حمایت جدی وزیر را مطالبه ميکرده است اما او نه تنها تقدیر نشد بلکه...
آیا این درست بود که میکروفن صداو سیما را به میان مردم ببریم و از آنها پرسیم که رواست یک نفر معادل 10 نفر شما حقوق بگیرد؟آیا این نوع پرداختها تبعیض نیست؟ بیعدالتی نیست؟ و... درحالیکه ميتوانست جهت همه این سوالات برعکس و درمقام توجیه باشد. قرارمان این نبود که در دولت تدبیر و امید هم با شیوه پوپولیستی مدیرانمان را عزل و نصب کنیم. بهراستی آیا برای شرکتهای معظمينظیر شرکتهای دولتی ما مدیری حاضر است طبق قانون مدیريت خدمات کشوری با 7 برابر حداقل دستمزد کار کند؟ در دنیا که اینگونه نیست....
از آنجایی که عزل و نصب رئیس بیمه به پیشنهاد وزیر و تصویب هيات وزیران است دولت کميدر مورد این استعفا تامل کند و حالا که نميتواند سرمایههای اجتماعی تولید کند حداقل سرمایههای اداری خود را تخریب نکند. مگر نه این است که ارزش بعضی از این افراد از ارزش نقش جهان اصفهان هم بیشتراست. این افراد سرمایههای نمادین جمهوری اسلاميهستند با آنها در حضور 450 هزار مدیر جمهوری اسلاميچنین رفتار نکنیم که در غیر اینصورت این معدود مدیری که ایثار کرده و حاضرند با نصف حقوق در دولت کارکنند آهنگ رفتن مينوازند و به تدریج از سیستم اداری خارج ميشوند.