علی الف در کانال مکتوبات نوشت: تصاویر را که میبینی آقایان داوری اردکانی، حداد عادل، محمد باقر قالیباف، مجید انصاری، پسر آیت الله جوادی آملی و... در مراسم رونمایی از کتاب «سید حسن مصطفوی» آن هم در یک مکان دولتی شرکت کردهاند.
در پس این ظاهر عادی، در واقع دیروز یک حادثه علمی و فرهنگی رقم خورده است. فردی را به زور سیاسیبازیها و باندبازیهای قدرتطلبانه دارند به مثابه یک شخصیت علمی جا میزنند!. یا اگر رانت آقازادگی سید حسن مصطفوی نبود، کسی اصلا به کتابش کمترین توجهی میکرد؟ اگر نبود بودجههای چند ده میلیاردی سالانهی موسسه تحریف و حذف آثار امام، برای کسی این کتاب جذابیت داشت؟
یعنی محتوای علمی اساسا اهمیتی ندارد و تنها رودربایستیهای سیاسی و پروپاگانداهای تبلیغاتی میخواهد فردی را وجیه نشان دهد و صاحب نظر! و کسی از حاضرین در این نشست نپرسید بر اساس چه مبنایی حاضر شدید با شرکت در این مراسم «اعتبار بخشی علمی» با میتینگهای سیاسی را انجام دهید؟ و چه عجیب است این همنوایی کامل چپ و راستهای زرگری!
اشرافیت مگر چیزی جز همین تعارفات و بده بستانهای الکی و خودبرتربینی کاذب است؟ اشراف هر جامعه، آدمهای «دور هم»ی هستند. هوای هم را دارند در مجموع. در خفا بیشتر، در علن کمتر؛ نه که هیچ اختلافی نداشته باشند، اما اشتراک شان در اشرافیت غلبه دارد بر اختلافات شان در موارد دیگر. بینسبت نیست فرزند آقای جوادی در این مراسم از عرفان عملی سخن میگوید و بعد با ماشین 100 میلیونی راهی میشود!
هر چیز اعتباری که به جای حق، «اصالت» پیدا کند، و مفهوم «ما» را بسازد، طبعیتا اشرافیت ساز است؛ از اعتبارهایی مثل پول، قدرت و عضویت در حزب گرفته، تا اعتبارهایی مثل صحابی پیامبر، یار امام و آقا بودن، و حتی اصالت پیدا کردن «همتشکیلاتی» بودن همین فعالین دانشجویی؛